شعر گفتن مثل زايمان كردن است . بعضي از شعرها آنچنان طبيي بدنيا مي آيند
كه آدم دچار كمترين دردسر مي شود اما امان از بعضي از شعرها كه به ضرب
و زور سزارين ( براي خشنودي اساتيد واژه گزيني بخوانيد رستمينه ) هم
باز كج و كوله متولد مي شوند.
کتاب عیش مدام
، فلوبر و مادام بوواری نوشته ی ماریو
بارگاس یوسا به ترجمه عبدالله کوثری ، از جمله کتاب های خواندنی و ارزشمندی است که
در ماه های اخیر به چاپ رسیده است .همان گونه که کوثری در مقدمه ترجمه آورده است :
" ماریو بارگاس یوسا که خود از ستایشگران وفادار فلوبر و مادام بواری است ، در این کتاب
ما را با زندگی فلوبر و باورهای او در باره ی ادبیات و نقش آن در زندگی انسان آشنا می کند و ابعاد گوناگون مادام بوواری را که
خود نخستین رمان مدرن می خواندش برایمان تو ضیح می دهد . "
روياي من
كنار پنجره ي كلبه اي جنگلي ايستاده ام . مردي مسن كنارم ايستاده است ، قوي جثه ،
شبيه شكارچيان كار كشته كه در فيلم ها ديده ام ، شايد هم شبيه « ارنست همينگ وي »
در عكسهايي كه از او ديده ام كنار شكار . مرد پرنده اي در يك دستش دارد ، شايد هم يك
طوطي و با تيغي كه در دست ديگرش دارد ، با دقت روي سر پرنده شيار ي مي سازد .
مي گويم : نكنيد دردش مي گيرد . مي گويد : دردش زياد نيست به بعدش مي ارزد . وقتي
شيار كامل شود رهايش مي كنم . آن وقت پس از چند ماه بر اثر خار و خاشاك و غباري
كه بر روي اين زخم مي نشيند ، يك تاج بزرگ و زيبا روي سرش ايجاد مي شود !!…
بالاخره انتشارات خوارزمي همت كرد و پس از ساليان سال كتاب بي نظير گفتگو با كافكا را دوباره چاپ
كرد . اين كتاب را مي توان سالي يكبار خواند . كتابي كه سخت بر من تحت تاثير گذاشت . كتاب ، شرح ملاقات هاي يانوش جوان با كافكا
است ، در سال هاي آخر عمرش . يانوش مدام
سوال مي پرسد و كافكا با جواب هايي بسيار عميق آدمي را حيرت زده مي كند . ترجمه
آقاي فرامرز بهزاد ، بسيار روان و خواندني است . گويا م. فرزانه در نوشتن كتاب
معروفش ، آشنایی با صادق هدايت ، به اين كتاب نظر
داشته است . به دوستاني كه مي خواهند يك كتاب فراموش نشدني و تاثير گذار بخوانند ،
گفتگو با كافكا را پيشنهاد مي كنم .

