تبليغاتX
اسکله ی مه آلود - از مجموعه ی پشت این صدای تازه
سه شنبه هجدهم تیر 1387
از مجموعه ی پشت این صدای تازه
پشت اين صداي تازه درنگ كرده ام
كنار آن استكان چاي
ميان آينه ي غبارآلودي
كه بر ديوار خم شده است درنگ كرده ام
تا ماهياني كه مي گذرند
از كنار بسترم
مرا با خود ببرند…

تنها خرچنگي
سايه انداخته در كنار تختم
بالا مي آيد و
پايين مي رود از پايه هايش
و ماهيان
پشت دريا درنگ كرده اند
چندان كه من پشت اين انتظار كهنه
درنگ مي كنم و
غبار مي شوم .

نوشته شده توسط عادل بیابانگرد جوان در 0:1 | | لینک به این مطلب
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin